تبليغاتX
از عشق و دیگر اهریمنان
 

دل میخورد و دیده فرو میریزد.

+  سه شنبه 1388/11/20 2  توسط نانوک 

 

در جهان تنها یک موجود می توانست روشنایی و معنای هستی را

 برای او در هم آمیزد...

+  دوشنبه 1388/11/19 13  توسط نانوک 

 

کجای این دل بذارمت دست و پات خونی نشن؟!

+  شنبه 1388/11/17 11  توسط نانوک 

 

تو خيال کن رفته‌ای؛ خيال کن شلنگ به‌دست، آب‌گرفته‌ای پشتِ عاشقی، سرانده‌ای تا لبِ چاهک. من که می‌دانم اين غبار مقيم به تمام زندگيم، خاکِ مانده از جای پای توست؛ باز هرکه سراغ گرفت، سر کج کردم سمتِ پنجره، که یعنی رفت. تو خيال کن رفته‌ای.
 
+  پنجشنبه 1388/11/15 13  توسط نانوک 

 

 

 

 

 

+  دوشنبه 1388/11/12 21  توسط نانوک 

 

این شبا آخر منو میکشن.

تو هم دعا کن...

 

+  دوشنبه 1388/11/12 3  توسط نانوک 

 

تا کی هر شب تو این بالکن مثه یه روح نفرین شده بشینم و زار بزنم؟؟؟

فقط بگو تا کی؟؟؟

همین...

+  یکشنبه 1388/11/11 2  توسط نانوک 

 

دلتنگتم.خیلی زیاد یه لحظه از جلو چشام دور نمیشی اما تو اینهمه دلتنگی

یه حس عجیب دارم از یه شادیه دورو گم حس اون موقع که رو نمیکت

نشسته بودیم...

کی گفته نیستی؟!کی گفته رفتی؟!توو همه لحظه هامی اگه نیستی و رفتی

پس این کیه کنارم؟!صدای کیه توو گوشم؟!این کیه که هر طرف که رو میکنم

میبینمش؟!هرجا که میرم هست...

تو هستی.نرفتی همین جایی توو امنترین جای دنیا

توو قلب من

تا ابد...

+  شنبه 1388/11/10 17  توسط نانوک 

 

آی آقا هیبت میشه وانتتو یه کم آسه برونی؟؟!!!

بذار این دمه آخری یه دل سیر صورت یارو ببینیم آقا هیبت...تو که یه عمر

میشی مرد خونش.

دیگه شیر خدا نذار آقا هیبت شیر خدا هم کاری نکرد واسه این دل ما.

آخ آقا هیبت خبر داری از شب ما؟؟!از دل ما؟؟

چه اقبال بلندی داری آقا هیبت!!!

این دردانه که داری میبریش آقا هیبت همه هستیه ماست

تورو به شیر خدا مراقبش باش...

دیگه تمام شدم ازم جز یه تنه لش نمونده که بوی گه سیگار میده.

 

+  چهارشنبه 1388/11/07 1  توسط نانوک 

 

من در جهنمی از سکوت تاریکی اشک در بالکنی سرد

به انتظار هیچ نشسته ام... 

این شبها تمامی ندارند.

+  دوشنبه 1388/11/05 1  توسط نانوک 

 

به من گفته:من او را تا دم مرگ دوست خواهم داشت

اما بگذار او آزاد باشد.

+  یکشنبه 1388/11/04 1  توسط نانوک 

 

معجزه خاموش!

+  جمعه 1388/11/02 22  توسط نانوک 

 

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کین درد به صدهزار درمان ندهم

+  پنجشنبه 1388/11/01 12  توسط نانوک 

 

From: باران <+9893 5>
Date: 08:08:2009
Time: 13:52
 
Manam duset daram.... hameye zendegimi
Asheghetam. Omidami hame kasami. Ino midunam ke bedune to nemitunam zendegi konam

 دارم میپوسم آروم

 تو تنهایی

 از تو

 از اعماق...

 

 

+  چهارشنبه 1388/10/30 2  توسط نانوک 

 

هنوز منگم و تو این شبا گمم

یعنی واقعا نیستی؟!تویی که زندگی بودی تویی که زندگی هستی

کجایی؟

+  دوشنبه 1388/10/28 2  توسط نانوک 

 

در سینه اش دردی ایجاد شد که حتی هنگامی که راه می رفت همچون ریگی

 که در کفش باشد وجودش را به شدت می آزرد.

صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز

+  شنبه 1388/10/26 17  توسط نانوک 

 

حاضرم همه زندگیمو بدم برا اینکه از سبزه میدون سوار ماشین بشم

باهات یه بار دیگه فقط یه بار دیگه بریم یخ سازی....

یادته؟؟؟

+  جمعه 1388/10/25 16  توسط نانوک 

 

گمت کردم...

+  جمعه 1388/10/25 12  توسط نانوک 

 

من نمردم زنده ام دفنم نکن!

من

من

من

..............

+  پنجشنبه 1388/10/24 1  توسط نانوک 

 

امشب میری تبریز عزیزم؟!

بیدارم تا برسی مثه همه اون شبا...

+  سه شنبه 1388/10/22 15  توسط نانوک 

 

کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری...

این بغض داره میکشه منو

این شبا تمومی ندارن

+  سه شنبه 1388/10/22 2  توسط نانوک 

 

این کابوسها تمامی ندارند...

+  دوشنبه 1388/10/21 13  توسط نانوک 

 

آدم:هر جا که او بود بهشت بود!

خاطرات آدم و حوا مارک تواین

+  شنبه 1388/10/19 20  توسط نانوک 

 

آرومم...

هدفمو پیدا کردم برا بقیه زندگیم یه خونه اونجا میخرم

آره.آره اینجور آرومم فکرشم آرومم میکنه...

ازت ممنونم خدا.

+  پنجشنبه 1388/10/17 13  توسط نانوک 

 

منو از این سیاهیه شب بکش بیرون...

چیزی ازم نمونده.

+  سه شنبه 1388/10/15 3  توسط نانوک 

 

وقتی میگم مثه آخرت یزید یعنی مثه آخرت یزید.

شبا از ترس کابوس نمیخوابم حالا هی شما بگو شبت قشنگ!!!

+  سه شنبه 1388/10/15 2  توسط نانوک 

 

اگه حتی یک روز از زندگیم باقی مونده باشه اونجا یه خونه میخرم...

+  دوشنبه 1388/10/14 15  توسط نانوک 

 

تصمیم گرفته شده از این قرار است که شناسنامه مان سفید و خالی میماند.

+  دوشنبه 1388/10/14 1  توسط نانوک 

 

دنیای ما که شد مثل آخرت یزید...

+  یکشنبه 1388/10/13 1  توسط نانوک 

 

زانروز که که چشم من برویت نگریست

یکدم نگذشت کز غمت چون نگریست

زهرم بادا که بی تو میگیرم جام

مرگم بادا که بی تو میباید زیست...

+  شنبه 1388/10/12 17  توسط نانوک