دل میخورد و دیده فرو میریزد.
در جهان تنها یک موجود می توانست روشنایی و معنای هستی را
برای او در هم آمیزد...
کجای این دل بذارمت دست و پات خونی نشن؟!
این شبا آخر منو میکشن.
تو هم دعا کن...
تا کی هر شب تو این بالکن مثه یه روح نفرین شده بشینم و زار بزنم؟؟؟
فقط بگو تا کی؟؟؟
همین...
دلتنگتم.خیلی زیاد یه لحظه از جلو چشام دور نمیشی اما تو اینهمه دلتنگی
یه حس عجیب دارم از یه شادیه دورو گم حس اون موقع که رو نمیکت
نشسته بودیم...
کی گفته نیستی؟!کی گفته رفتی؟!توو همه لحظه هامی اگه نیستی و رفتی
پس این کیه کنارم؟!صدای کیه توو گوشم؟!این کیه که هر طرف که رو میکنم
میبینمش؟!هرجا که میرم هست...
تو هستی.نرفتی همین جایی توو امنترین جای دنیا
توو قلب من
تا ابد...
آی آقا هیبت میشه وانتتو یه کم آسه برونی؟؟!!!
بذار این دمه آخری یه دل سیر صورت یارو ببینیم آقا هیبت...تو که یه عمر
میشی مرد خونش.
دیگه شیر خدا نذار آقا هیبت شیر خدا هم کاری نکرد واسه این دل ما.
آخ آقا هیبت خبر داری از شب ما؟؟!از دل ما؟؟
چه اقبال بلندی داری آقا هیبت!!!
این دردانه که داری میبریش آقا هیبت همه هستیه ماست
تورو به شیر خدا مراقبش باش...
دیگه تمام شدم ازم جز یه تنه لش نمونده که بوی گه سیگار میده.
من در جهنمی از سکوت تاریکی اشک در بالکنی سرد
به انتظار هیچ نشسته ام...
این شبها تمامی ندارند.
به من گفته:من او را تا دم مرگ دوست خواهم داشت
اما بگذار او آزاد باشد.
معجزه خاموش!
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کین درد به صدهزار درمان ندهم
From: باران <+9893 5>
Date: 08:08:2009
Time: 13:52
Manam duset daram.... hameye zendegimi
Asheghetam. Omidami hame kasami. Ino midunam ke bedune to nemitunam zendegi konam
دارم میپوسم آروم
تو تنهایی
از تو
از اعماق...
هنوز منگم و تو این شبا گمم
یعنی واقعا نیستی؟!تویی که زندگی بودی تویی که زندگی هستی
کجایی؟
در سینه اش دردی ایجاد شد که حتی هنگامی که راه می رفت همچون ریگی
که در کفش باشد وجودش را به شدت می آزرد.
صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز
حاضرم همه زندگیمو بدم برا اینکه از سبزه میدون سوار ماشین بشم
باهات یه بار دیگه فقط یه بار دیگه بریم یخ سازی....
یادته؟؟؟
گمت کردم...
من نمردم زنده ام دفنم نکن!
من
من
من
..............
امشب میری تبریز عزیزم؟!
بیدارم تا برسی مثه همه اون شبا...
کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری...
این بغض داره میکشه منو
این شبا تمومی ندارن
این کابوسها تمامی ندارند...
آدم:هر جا که او بود بهشت بود!
آرومم...
هدفمو پیدا کردم برا بقیه زندگیم یه خونه اونجا میخرم
آره.آره اینجور آرومم فکرشم آرومم میکنه...
ازت ممنونم خدا.
منو از این سیاهیه شب بکش بیرون...
چیزی ازم نمونده.
وقتی میگم مثه آخرت یزید یعنی مثه آخرت یزید.
شبا از ترس کابوس نمیخوابم حالا هی شما بگو شبت قشنگ!!!
اگه حتی یک روز از زندگیم باقی مونده باشه اونجا یه خونه میخرم...
تصمیم گرفته شده از این قرار است که شناسنامه مان سفید و خالی میماند.
دنیای ما که شد مثل آخرت یزید...
زانروز که که چشم من برویت نگریست
یکدم نگذشت کز غمت چون نگریست
زهرم بادا که بی تو میگیرم جام
مرگم بادا که بی تو میباید زیست...