تبليغاتX
Cloudy Eyes
 

شب یلدام ساکت وسرد.شب یلداش...

روی گل شما به سرخی انار شب شما به شیرینی هندوانه و از این ...شرائی

که میگن دیگه.

+ نوشته شده در  86/09/30ساعت   توسط نانوک 

 

!!!BeauTy and The BeasT

+ نوشته شده در  86/09/29ساعت   توسط نانوک  | 

 

?Are you  Some where Felling lonely Or SomeOne loVe In YoU

+ نوشته شده در  86/09/28ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم خودت بریدی خودتم دوختی حالا هم که به زور تنم کردی دیگه چی میخوای؟

+ نوشته شده در  86/09/28ساعت   توسط نانوک  | 

 

این حوالی باران میآید...

+ نوشته شده در  86/09/27ساعت   توسط نانوک  | 

 

از دار دنیا دلخوشیم به همین صفحه سفید که اینهم دارد سیاه میشود از دود غصه و درد ما گیریم که شما بیخبر باشید.

۰۰۰۰>اینروزها چقدر دلخوشیم.

+ نوشته شده در  86/09/25ساعت   توسط نانوک 

 

عزیزم خسته ام خسته...

+ نوشته شده در  86/09/25ساعت   توسط نانوک 

 

دوس دارم روی راحتی ِتوی ایوان لم بدهم روبرویم بنشینی سیگار روشن کنیم پشت به پشت.خیال گذشته بیاید دلخوش شوم که هستی...

+ نوشته شده در  86/09/24ساعت   توسط نانوک  | 

 

ما پای درختِ نمی دانم چه!جوانیمان را دود کردیم دادیم هوا به هوای آمدنتان وقتیکه شما خجسته زیر کُرسی کلئوپاترا میخواندید.

 

+ نوشته شده در  86/09/23ساعت   توسط نانوک  | 

 

خیال آمدنت برای ما مانده.

.....>اینم کامنت دونی فحش گذاشتم واسه کسائی که نظر ندن.

+ نوشته شده در  86/09/23ساعت   توسط نانوک  | 

 

 خاک شدم برای دانه عشقت به سنگلاخ بخشیدیش...

+ نوشته شده در  86/09/22ساعت   توسط نانوک 

 

سکوت شب خیالت و یک پاکت سیگار...

سهم من از با تو بودن

+ نوشته شده در  86/09/22ساعت   توسط نانوک 

 

سکوت میکنم...

در سکوت خیالت نزدکتر میشود.

بیا...

+ نوشته شده در  86/09/20ساعت   توسط نانوک 

 

کم کم داری جوونه میزنی

برگای سبزُ تازه

+ نوشته شده در  86/09/20ساعت   توسط نانوک  | 

 

من که تو رفاقت و مرام شاگرد توام.

+ نوشته شده در  86/09/19ساعت   توسط نانوک 

 

لوازم خانگی میفروشد ولی آن روزها در خانه بستری بود.تصادف کرده بود.

۰۰۰۰>به شما هیچ ربطی نداره واسه دل خودم سیاه میکنم.

+ نوشته شده در  86/09/19ساعت   توسط نانوک 

 

  دروغ

+ نوشته شده در  86/09/19ساعت   توسط نانوک  | 

 

خداحافظ ای آبی ِ روشن عشق

۰۰۰۰>اَه چقد خداحافظی میکنی تو پسر گمشو برو دیگه حال بهم زن هووووق.

+ نوشته شده در  86/09/18ساعت   توسط نانوک 

 

تو چترمونُ بردی و من اینجا هنوز زیر بارونم خیس ِخیس...خداحافظ

+ نوشته شده در  86/09/18ساعت   توسط نانوک  | 

 

ز خاک من اگر گندم برآید           از آن گر نان پزی مستی فزاید

+ نوشته شده در  86/09/18ساعت   توسط نانوک  | 

 

کرم ِ خاطراتت داره همه وجودمُ میخوره،دارم تبدیل به خاک میشم.

+ نوشته شده در  86/09/17ساعت   توسط نانوک 

 

عزیزم من دیگه حال رقصیدن با سازتُ ندارم،میخوام  بخوابم،یه خوابِ طولانی.

+ نوشته شده در  86/09/17ساعت   توسط نانوک  | 

 

حقیقت زلّ زده تو چشام.

+ نوشته شده در  86/09/17ساعت   توسط نانوک  | 

 

دلم لک زده برای شنیدن صدایتان،شما جز سکوت کردن هنر دیگری ندارید؟!

+ نوشته شده در  86/09/15ساعت   توسط نانوک  | 

 

ای كاش زندگي واسه يك بار دكمه uNdO داشت،فقط يكبار.

+ نوشته شده در  86/09/09ساعت   توسط نانوک  | 

 

کودک ذهنم فکر میکند،حرفش نميآيد هييييييچ.

+ نوشته شده در  86/09/08ساعت   توسط نانوک  | 

 

خوش دارم از باجه تلفن سر كوچه تان زنگ بزني،آواز بخواني،خيال كنم با مني.

+ نوشته شده در  86/09/07ساعت   توسط نانوک  | 

 

کسی چه میدونه شاید همین فردا پس فردا اینجارو کردم مرکز دانلود نرو افزار موبایل.

+ نوشته شده در  86/09/06ساعت   توسط نانوک  | 

 

تا کی باید این ۱۷ ثانیه منُ "بلغت الحلقوم" کنه و تو نفهمی؟

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت   توسط نانوک  | 

 

"خوش دارم خیال کنم اینکه هر شب زیر پنجره مان گارمان میزند شمایی.آمده ای بعد این همه سال..."

پ ن:گارمان سازیست شبیه "آکاردئون"    لانگ شات

 

+ نوشته شده در  86/09/04ساعت   توسط نانوک  | 

 

هیچی نمیگم بهت،دهنمُ میبندم،آخه اگه بخوام وا كنم به گُه میکشم زندگیتو لجن.....

+ نوشته شده در  86/09/03ساعت   توسط نانوک 

 

دیگه حتی طعم ِزیتون هم اشکمُ در میاره.

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت   توسط نانوک 

 

شیرینی ِ این آدامس تموم شده دختر!!

تُفش کن

تفش کن دختر یالّا.

۰۰۰۰۰۰۰>شایدم"پسر"

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت   توسط نانوک  | 

 

سعی کنیم بفهمیم،كه هممون آشغال هستيم،فقط درصد ِ آشغالیّت و بوی ما متفاوته.

+ نوشته شده در  86/09/01ساعت   توسط نانوک  |