تبليغاتX
Cloudy Eyes
 

حالم خوش نیست...

+ نوشته شده در  86/10/30ساعت   توسط نانوک  | 

 

و من در دوزخ ِخود

 معلق

 معذّبم به عذاب ابدی...

+ نوشته شده در  86/10/29ساعت   توسط نانوک  | 

 

                   THE END

+ نوشته شده در  86/10/25ساعت   توسط نانوک 

 

هم دوس دارم یه عالمه سیگار بغل دستم باشه و بکشم هم دوس دارم بخوابم یه

خواب طولانی موندم چکار کنم...

+ نوشته شده در  86/10/25ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم قرار نبود من نباشمُ تو شبا با کس ِ دیگه زر زر بکنی...

+ نوشته شده در  86/10/24ساعت   توسط نانوک  | 

 

۱۳۸۶/۶/۱۰ شنبه صبح ساعت ۳۰/۱۰ میدان مصلّی:

مسنتیباهثحشعبغهایتا۹۳۷۹۸۵۶ ۴۹۵غهتابنتشیازهعاطزتاطزنتاکبعضشتنکپ۱۲۰۹۲۰۹۳ تدذئنزنکتز

احمق عوضی...

پ ن:محض ثبت شدن.محض یادگاری محض یادمان خریّتم.

 

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط نانوک 

 

عزیزم یعنی اطراف تو یه خط ایرانسل فزرتی هم پیدا نمیشه؟!!!!

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط نانوک  | 

 

هوس تلخی ِخندهاتُ کردم با یه نخ سیگار ِاز اون تلخ تر تا تلخی ِزندگیمُ تلخ تر کنه...

+ نوشته شده در  86/10/21ساعت   توسط نانوک  | 

 

خداحافظ

ای

برگ

 و

 بار

دل من

 

+ نوشته شده در  86/10/21ساعت   توسط نانوک 

 

                           سکو          تم        

     د        ر                               تن           ها نش   

  س       ته  

                            ا    م

 

 

+ نوشته شده در  86/10/20ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم حس یه گهُ دارم وقتیکه که رییدنده محترم میخواد سیفونُ بکشه...

+ نوشته شده در  86/10/19ساعت   توسط نانوک  | 

 

اینی که کف دست من گذاشتی حق من نیست عزیزم لاشهً قلبمه

+ نوشته شده در  86/10/18ساعت   توسط نانوک 

 

مثه یه گاو که کل دنیارو شخم زده باشه خسته ام دستات کجان عزیزم؟!

+ نوشته شده در  86/10/18ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم تو که میخواستی بری حداقل یکیُ جای خودت میذاشتی...

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم تو این روزای سرد گرمی دستات پناه کدوم دست لعنتی ِ؟!

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت   توسط نانوک 

 

این روزها با سیگار ِگوشه لبم همذات پنداری میکنم...

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت   توسط نانوک  | 

 

یه داف خوب یه داف مُردست.

+ نوشته شده در  86/10/15ساعت   توسط نانوک 

 

دیر کن اما بیا...

+ نوشته شده در  86/10/15ساعت   توسط نانوک 

 

رو همه چین و چروکای صورتم ردِّ دست تو مونده...

+ نوشته شده در  86/10/15ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم حالا که از پیشم رفتی ایکاش از یادمم میرفتی تا حداقل یه شب راحت میکپیدم

+ نوشته شده در  86/10/14ساعت   توسط نانوک  | 

 

ماه وستارها مرّیخ و ژوپیتر ارزونی ِخودت بذا تو همین کلبه خودم باشم با یه پاکت سیگارم که غصه میخورم تا صب نشده تموم میشه...

+ نوشته شده در  86/10/13ساعت   توسط نانوک 

 

     FLY ME TO THE MOON

  LET ME PLAY WITH MOON AND STARS

LET ME SEE WHAT SPRING IS LIKE ON THE JUPITER AND MARS

 

+ نوشته شده در  86/10/13ساعت   توسط نانوک  | 

 

من اردیبهشت امسال وقتی از خوونه زدم بیرون  گم شدم هنوز هم پیدا نشدم.

دیگه دنبالم نگرد...

+ نوشته شده در  86/10/13ساعت   توسط نانوک  | 

 

به قول یکی از دوستان:

آیا من یک علی بی غم میباشم؟!!!

+ نوشته شده در  86/10/12ساعت   توسط نانوک 

 

 سخته از من بر نمیاد...

بزا چشامو ببندم عزیزم باشه؟اینجوری بهتره

+ نوشته شده در  86/10/12ساعت   توسط نانوک 

 

ایکاش حداقل آرزوهامو به باد می دادی ولی خوب باز از دستت در رفت به گ... دادی.

+ نوشته شده در  86/10/12ساعت   توسط نانوک  | 

 

نمیخواد بهم بگی برو خودم دارم میرم...

+ نوشته شده در  86/10/11ساعت   توسط نانوک  | 

 

اینجا عطر بهار نارنج پیچیده.نکند آمده ای؟!!

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت   توسط نانوک  | 

 

حیف از من

حیف از تو...

+ نوشته شده در  86/10/06ساعت   توسط نانوک  | 

 

هنوز هم طعم این زیتونها اشکمان را در میآورد.

+ نوشته شده در  86/10/05ساعت   توسط نانوک 

 

نگران احوالات ما نباشید خوبیم.الا اینکه روزی سه وعده زندگیمان را بالا میآوریم روی این ریتون دوره هخامنشی یا آن گلی که برایمان از باغچه تان چیدید.

+ نوشته شده در  86/10/04ساعت   توسط نانوک  | 

 

پُماد سوختگی میخواهیم...

+ نوشته شده در  86/10/03ساعت   توسط نانوک 

 

تو حتی مثه یه نخ سیگار winston هم نبودی؟!!

+ نوشته شده در  86/10/02ساعت   توسط نانوک  | 

 

YouR DrEams ComE True

+ نوشته شده در  86/10/01ساعت   توسط نانوک 

 

دل نبریده ایم اگر دل شکست...

+ نوشته شده در  86/10/01ساعت   توسط نانوک