تبليغاتX
Cloudy Eyes
 

عزیزم روزای زیادی باید بگذره آدمای زیادیُ باید ببینی تا یاد من بیفتیُ اشک بریزی...

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت   توسط نانوک  | 

 

گیلاس ِخالی از شراب...

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزش!!!

کم کم دارم وارد مرحله دگردیسی میشم...

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت   توسط نانوک  | 

 

بوی خوش ِزن...

+ نوشته شده در  86/11/25ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزش!!!

 کلاهتُ دو دستی چسبیدی باد نبره سر ِمنُ باد برد...

+ نوشته شده در  86/11/22ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزش!!!

فراموشی هم نعمته...

+ نوشته شده در  86/11/21ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزش!

کیون سوزی ِقضیه من و تو مال الان نیست بذا یه چن سال دیگه که تو چنتا بچه

پس انداختیو من پیرتر شدم

اونوقت هی بدوییم دنبال پمات

+ نوشته شده در  86/11/18ساعت   توسط نانوک  | 

 

اُونی که دوره با عزیزم عزیزم نزدیک نمیشه...

+ نوشته شده در  86/11/18ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم همون فاصله کم ِقد یه مورچه گند زد به همه چی دیگه!!!!

+ نوشته شده در  86/11/17ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم تصویرم تو ذهنت برفکی شده یا هنوز صافه؟!

+ نوشته شده در  86/11/16ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم کارت از جوونه زدن گذشته فکر کنم دیگه داری میوه میدی!!!

+ نوشته شده در  86/11/15ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم این دنیا مثل بازی ِگل یا پوچه.با تو پوچه بی تو هم پوچه...

+ نوشته شده در  86/11/14ساعت   توسط نانوک  | 

 

این دخترائی که هر روز وبلاگ آپ میکنن هیچوقت پریود نمیشن؟؟؟؟؟!!

+ نوشته شده در  86/11/13ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم از چشم اُفتادی اما نمیدونم چرا از دلم نمیفتی.

+ نوشته شده در  86/11/10ساعت   توسط نانوک  | 

 

   تفنگ دسته نُقرم رو فروختم 

   برا یارم قبای ترمه دوختم

   فرستادم برایش پس فرستاد

   تفنگ دسته نُقرم داد و بیداد...

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت   توسط نانوک  | 

 

DonT LooK BacK

+ نوشته شده در  86/11/08ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم این آتیش زیر خاکستر ِ خستگیُ فاصله پنهون شده خاموش نشده.

+ نوشته شده در  86/11/08ساعت   توسط نانوک 

 

عزیزم با چی چی زمستونو سر بکنم ؟!

+ نوشته شده در  86/11/08ساعت   توسط نانوک  | 

 

خیلی دور...

آنقدر دور که دست خیال هم به او نمی رسد.

 

+ نوشته شده در  86/11/07ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم مگه من هر شب میام به خوابت که تو هر شب میای به خوابم؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  86/11/05ساعت   توسط نانوک  | 

 

بی من

نان و پیاز

+ نوشته شده در  86/11/04ساعت   توسط نانوک  | 

 

این روزها در کار خوردن ورق ورق ِزوربا هستم

چه طعمی!!

بیشتر شیرین و گاهی تلخ

ای کاش تو هم بودی

زوربا با تو همه اش شیرین است.

پ ن:زوربای یونانی اثر نیکوس کازانتزاکیس

+ نوشته شده در  86/11/02ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم تو در ِاین گاراژُ واسه همیشه تخته کردی.

+ نوشته شده در  86/11/02ساعت   توسط نانوک  |