به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی...
عزیزم هر جا هر گُهی هستی باش
اما جوونِ نَنَت تو وبلاگت خودت باش
اینجا کسی برای اینکه خودت هستی به کوونت نمیذاره
پس خودت باش عروسک کونی ِمن
...
دلم شکسته
مست میکنم
مثل ِخدا
اونم هروقت دلش بشکنه
مست میکنه...
(با این آواز ضمیمه بلاگم بدجور حال میکنم این روزاها بدجوووور)
رنگ سیاهُ وردار پسر
دیگه وقتشه...
تا صبح کنار بدن قطعه قطعت سیگار میکشیدمُ چشات بهم زلّ زده بودن...
عزیزم دیشب تا صبح داشتم تو خواب با ساطور ِعزیزم شقّه شقّت میکردم
و تو التماس میکردیُ خون گرمت تو صورتم میپاشید و من مست از انتقام
بودم...
من و تو
همیشه
کنج غم می مونیم
من و تو
قدر ِشادیُ
نمیدونیم...
عزیزم دلم برات میسوزه آخه یه جواهرُاز دست دادی.منُ...
عزیزم تو از اوّلشم همینجور کور بودی...
چشاتَم تنهام گذاشتن