تبليغاتX
Cloudy Eyes
 

به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی...

+ نوشته شده در  87/04/30ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم هر جا هر گُهی هستی باش

اما جوونِ نَنَت تو وبلاگت خودت باش

اینجا کسی برای اینکه خودت هستی به کوونت نمیذاره

پس خودت باش عروسک کونی ِمن

...

+ نوشته شده در  87/04/25ساعت   توسط نانوک  | 

 

دلم شکسته

مست میکنم

مثل ِخدا 

اونم هروقت دلش بشکنه

 مست میکنه...

(با این آواز ضمیمه بلاگم بدجور حال میکنم این روزاها بدجوووور)

 

+ نوشته شده در  87/04/24ساعت   توسط نانوک  | 

 

رنگ سیاهُ وردار پسر

دیگه وقتشه...

+ نوشته شده در  87/04/23ساعت   توسط نانوک  | 

 

تا صبح کنار بدن قطعه قطعت سیگار میکشیدمُ چشات بهم زلّ زده بودن...

+ نوشته شده در  87/04/21ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم دیشب تا صبح داشتم تو خواب با ساطور ِعزیزم شقّه شقّت میکردم

و تو التماس میکردیُ خون گرمت تو صورتم میپاشید و من مست از انتقام

بودم...

+ نوشته شده در  87/04/20ساعت   توسط نانوک  | 

 

من و تو

همیشه

کنج غم می مونیم

من و تو

قدر ِشادیُ

نمیدونیم...

+ نوشته شده در  87/04/17ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم دلم برات میسوزه آخه یه جواهرُاز دست دادی.منُ...

+ نوشته شده در  87/04/15ساعت   توسط نانوک  | 

 

عزیزم تو از اوّلشم همینجور کور بودی...

+ نوشته شده در  87/04/08ساعت   توسط نانوک  | 

 

چشاتَم تنهام گذاشتن

+ نوشته شده در  87/04/04ساعت   توسط نانوک  |